درسنامه آموزشی فارسی کلاس اول
تمرین و روان خوانی پایان آموزش نشانهها (2)
شادیم و پاک و خندان
ما کودکان ایران
شادیم و پاک و خندان
در چشمهای ما هست
نور امید و ایمان
ما مثل غنچه هستیم
امروز در دبستان
فردا شویم یک گل
در باغ سبز ایران
شعر و ترانهی ما
این است، با ما بخوان
پاینده باد اسلام
جاوید باد ایران
شکوه قاسمنیا

چهار فصل
هر سال چهار فصل دارد: بهار، تابستان، پاييز و زمستان.
در بهار هوا كمكم گرم مىشود. برف كوهها آب مىشود. درختان برگ و شكوفه مىدهند. عيد نوروز، روز اوّل بهار است. آيا مىدانى ماههاى فصل بهار، چه نام دارند؟

پس از بهار نوبت تابستان است. در اين فصل، كشاورزان گندم و جو را درو مىكنند. بچّهها، شناكردن در تابستان را دوست دارند. حالا بگو نام ماههاى فصل تابستان چيست؟

پاييز فصل سوم سال است. برگ بعضى درختان زرد مىشود و مىريزد. مهر، ماه اوّل فصل پاييز است. در اين ماه، مدرسهها باز مىشود. آيا مىدانى نام ماههاى فصل پاييز چيست؟

آخرين فصل سال، زمستان است. زمستان را با برف و سرما مىشناسيم. آيا نام ماههاى اين فصل را مىدانى؟
راستی، دربارهی آفرینندهی این همه زیبایی فکر کردهای؟

داستان ...
داستان را به کمک تصویرها بخوان و یک نام قشنگ برای آن انتخاب کن.
سارا کوچولو در دفتر نقّاشی، یک [خروس] کشید. یک [خروس] سرخ و سفید و زبر و زرنگ که دانه میخورد. بعد در آن طرفِ، [دفتر] یک [روباه] کشید؛ قهوهای و زیبا. [روباه] که خوابید، سارا کوچولو از اتاق بیرون رفت. [روباه] از خواب پرید. چشمش به [خروس] افتاد. [خروس] چاق و چلّه، ترسید و [مداد] سارا را دید. آن را برداشت و یک [رودخانه] کشید. [روباه] افتاد توی رودخانه. [خروس] زد زیر خنده. ناگهان چشم روباه به [پاککن] سارا افتاد. آن را برداشت و [رودخانه] را پاک کرد و خروس را دنبال کرد. خروس هم بیکار نشد. یک [نرده] کشید. [روباه] محکم به [نرده] خورد. [روباه] [پاککن] را برداشت و [نرده] را پا ک کرد. این بار [خروس] یک [شاخه] کشید و رفت بالای [شاخه]. [روباه] هم میخواست از [شاخه] بالا برود، ولی افتاد زمین. دیگر دنبال [خروس] نرفت. چشمهایش را بست و توی [دفتر] سر جایش خوابید. [خروس] هم رفت سرجایش تا دانه بخورد.

نیایش
ای خدای مهربان، تو را شکر میکنيم که به ما توانايی دادی تا خواندن و نوشتن را ياد بگيريم.
خدایا! از آموزگار خوب خود، سپاسگزاريم که به ما خواندن، نوشتن و درست فکر کردن را ياد میدهد. از پدر و مادر دلسوز خود، سپاسگزاريم که برای بزرگ کردن ما زحمت فراوان میکشند.
خدايا! امروز که آخرين درس کتاب را میخوانيم، بسيار خوشحاليم که میتوانيم داستانهای شيرين و کتابهای آموزنده بخوانيم.